دوشنبه 13 آذر ماه سال 1385
وصف الحال پاییزی
آرام می بارند
آرام تر از گریه ی دیوارها
وقتی باد تقدیر خرابشان کرده
روی جنازه ی کودکی که هنوز زنده است
ابرهای آذرماه
احساس می وزد
از لابه لای بوته های لحظه هایی
که غنچه هایشان پژمرده باز می شوند
جنازه ی کودکی که هنوز زنده است
دارد شعر می گرید
اینجا کسی عروض بلد هست؟


