آسمان
و یک نگاه سفید
که تشنه است به یک جرعه ابر باران زا
و نور می بارد
به شاخه های درختی ز جنس جعد مشوّش
ستاره ها خوابند
و دست ماه شده بالشی پر از رؤیا
چه آسمان دریاست
چقدر من خوابم
...
و یک نگاه سفید
و ابرهای شبانه که خوب می بارند
ممنونم که بعضی وقتا میاین و نظر می دین.
ولی من ـ ظاهراً در کمال نامردی ـ به وبلاگ کسایی که می یان و به وبلاگم سر می زنن سر نمی زنم. یا شاید سر می زنم و نظر نمی دم. ممکنه دلیلش این باشه که نمی خوام خواننده های وبلاگم از سر تعارفات معمول به وبلاگم سر بزنن. به هر حال دنیا خیلی بزرگه. بالاخره یکی پیدا می شه که بیاد و از نوشته های آدم لذت ببره. برای من همین آدما کافی هستن. و اگه هیچ کس پیدا نشه که از نوشته هات خوشش بیاد، اون وقت این یعنی این که بهتره نوشته هاتو برای خودت نگه داری، چون ارزش برای دیگران گفته شدن رو ندارن. در هر حال برای من حتی یکی از این بازدید کننده ها هم کافیه که چیزی بنویسم. و فکر کنم برای همین تک و توک نظردهنده ها و بازدید کننده هاست که هنوز گاهی اوقات می نویسم.
راستی این رنگ جدید چه جوری شده ؟ رنگ زرد مایل به نارنجی، چند سالیه که رنگ محبوب منه. |